عارضه یابی

سازمان ها و شرکت ها براي بهبود و پيشرفت خود در ابعاد مختلف از جمله بازاریابی داخلی و بازاریابی خارجی ، نيازمند بررسي و عارضه يابي هستند. در بازاريابي تلاش مي شود كه طي يك فرايند علمي مشخص و جامع، طبق شاخصهاي معين، سازمان مورد ارزيابي قرار گرفته و وضعيت آن در برش های زماني مشخص به تصوير كشيده شود و زمينه را براي اقدامات اصلاحي بعدي مهيا نمايد. اگر ندانیم در چه وضعیتی هستیم و مقصد كجاست، فرقی نمی کند که از کدام مسیر برویم. عارضه یابی به ما می گوید کجا هستیم و همچنین استراتژی ها به ما تاکتیک رسیدن به هدف را که همانا کسب سود و افزایش سهم بازار است نشان می دهند.
عارضه‌یابی سازمانی حرکتی نیست که الزاماً منجر به یافتن یک حقیقت محض در مورد یک مجموعه شود. البته باید توجه شود که عارضه‌یابی یک سیستم درمانی برای کسب و کار نیست. به بیان دیگر، هدف از عارضه‌یابی، ایجاد یک فهم مشترک و همه جانبه در مورد یک سیستم است تا بر اساس آن، امکان تصمیم‌گیری در خصوص لزوم ایجاد تغییرات در سیستم و همچنین موضعی که نیاز به انجام تغییرات دارد، روشن شود.
تعاریف آکادمیک و رسمی، عارضه‌یابی مبتنی بر تئوری علوم رفتاری را متشکل از مراحل زیر می‌داند:

تعیین علل بی انگیزه بودن کارکنان سازمان
تعیین علل تأخير پروژه‌هاي سازمان
محاسبه شاخص‌هاي بهره‌وري و سودآوري
تحليل دقيق ساختار، فرايند، اهداف و استراتژي‌هاي سازمان و بهبود آن‌ها
تعيين نقاط ضعف و قوت و اولويت‌بندي مشكلات
بهبود جانمايي ماشين‌آلات و تجهيزات
ميزان سهم از بازار
تعیین رقباي داخلي و خارجي
ميزان بهره‌وري سازمان و كاركنان
گرداوري و طبقه‌بندي داده‌هاي اطلاعاتي
بررسی کانالهای ارتباطی با مشتریان هدف
بررسی سیاستهای قیمت گذاری محصول

EN